لغت نامه دهخدا
فضل بن سهل. [ ف َ ل ِ ن ِ س َ ] ( اِخ ) سرخسی. ذوالریاستین. رجوع به ذوالریاستین شود.
فضل بن سهل. [ ف َ ل ِ ن ِ س َ ] ( اِخ ) سرخسی. ذوالریاستین. رجوع به ذوالریاستین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در یکی از تاریخ ها دیده ام زمانی که فضل بن سهل - چنان که در کتابها آمده است - در حمام سرخس کشته شد، مأمون کس به نزد مادرش فرستاد تا از ماترک وی آنچه همانند جواهر گرانبها و اموال نفیس در خور خلیفه است، بهر او بفرستد.
💡 او نیز مانند ابوسلمه خلال همدانی، ابومسلم خراسانی، فضل بن سهل و خاندان برمک قربانی سیاست فریبکارانه عباسیان شد و به سال ۲۱۶ ه.ق به اتهام زندقه (کفر) به ضرب تازیانه کشتند.
💡 در آغاز مأمون به شورش بابک کم توجهی کرد. از قرار معلوم دلیل این امر این بود که او در خراسان حضور داشت که فاصله زیادی با بابک داشت و درگیر موضوعهای مهمتری مثل انتصاب جانشینی اش، اقدامات فضل بن سهل و شورش بغداد بود؛ بنابراین شرایط محیط معاصر در همه گیر بودن نفرت از عرب به محبوبیت بابک و پیروانش انجامید.
💡 پدیدآوردن یا حداقل ساماندادن و منزهکردن تمامی خطوط ششگانه را از ابتکارات ابن مقله میدانند؛ اما در کتاب الفهرست اثر ابن ندیم اختراع این خط به ذوالریاستین فضل بن سهل نسبت داده شدهاست.