لغت نامه دهخدا
فرفت. [ ف َ ف َ ] ( اِ ) ریحانی است که آن را شاه تره گویند. ( برهان ). شاه ترج. ( تحفه حکیم مؤمن ).
فرفت. [ ف َ ف َ ] ( اِ ) ریحانی است که آن را شاه تره گویند. ( برهان ). شاه ترج. ( تحفه حکیم مؤمن ).
ریحانی است که آن را شاه تره گویند. شاه ترج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد بچشم پدر از فرفت تو روزسیاه گشت دور از پسر ار دیده یعقوب سپید
💡 نوش ناکرده هنوز از می وصلش جا می خوردم از فرفت او بر دل ریش این همه نیش