جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توابین با بدرقه فرماندار قرقیسیاء آن محل را ترک کردند و با گذر از «سانح» به عین الورده رسیدند.
💡 زمانیکه توابین به قرقیسیاء رسیدند، بیرون شهر اردو زدند. فرماندار شهر که خیال کردهبود آنها قصد حمله به قرقیسیاء را دارند دستور دادهبود دروازهها را ببندند و نگهبانان در آمادهباش قرار گیرند. سلیمان به مسیب بن نجبه دستور داد تا با فرمانده شهر، زفر بن حارث کلبی دیدار و آنها را متوجه قصد و انگیزهٔ توابین کند. پس از دیدار مسیب بن نجبه با فرماندار قرقیسیاء، بازارهای شهر را گشودند تا آنها آذوقه خود را تأمین کنند و از آنها استقبال گرمی کرد و به آنها کمک مالی کرد. وی به سلیمان گفت که لشکر عبیدالله بن زیاد در رقه به سوی عراق در حرکت است و همچنین به او پیشنهاد کرد در شهر بماند و پس از آمادگی کامل به همراه یکدیگر به جنگ با عبیدالله بن زیاد بروند؛ اما سلیمان نپذیرفت و دستور حرکت داد.