نیل رنگ

لغت نامه دهخدا

نیل رنگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) ادکن. ( یادداشت مؤلف ). نیل فام. کبود نیلی:
هوا شد سیاه و زمین نیل رنگ
دلیران لشکر به سان پلنگ.فردوسی.بپوشید سهراب خفتان جنگ
نشست از بر چرمه نیل رنگ.فردوسی.از چرخ نیل رنگ چه نالد حسود تو
از سیر کلک تو شد در ناله و غرنگ.سوزنی.ای پایگاه قدر تو بر چرخ نیل رنگ
دور ورا شتاب و بقای ترا درنگ.سوزنی.به دریا ماند موج نیل رنگش
که در دل بود هم در هم نهنگش.نظامی.نفس را چو زین طارم نیل رنگ
گذرگه درآمد به دهلیز تنگ.نظامی. || کنایه از اسب سیاه رنگ:
سیاوش فرود آمد از نیل رنگ
پیاده گرفتش به آغوش تنگ.فردوسی.

فرهنگ فارسی

ادکن ٠ نیلفام ٠ کبود نیلی یا کنایه از اسب سیاه رنگ ٠

جمله سازی با نیل رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای گفته اسان تو با چرخ نیل رنگ کاهسته باش تا نخورد شیشه ات بسنگ

💡 نفس را چو زین طارم نیل رنگ گذرگه درآمد به دهلیز تنگ

💡 در رزم او ز خون حسودان رنگ‌ساز بر تیغ نیل رنگ چو بشکفت ارغوان

💡 سیاوش فرود آمد از نیل رنگ مر او را گرفت اندر آغوش تنگ

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز