لغت نامه دهخدا
میرم. [ م َ رَ ] ( اِخ ) محمودبن محمدبن چلبی قاضی زاده متوفا به سال 931 هَ. ق. رجوع به محمودبن محمد چلبی شود.
میرم. [ م َ رَ ] ( اِخ ) محمودبن محمدبن چلبی قاضی زاده متوفا به سال 931 هَ. ق. رجوع به محمودبن محمد چلبی شود.
محمود بن محمد بن چلبی قاضی زاده متوفا به سال ۹۳۱ هجری قمری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زندگی می بایدم چندانکه میرم پیش او ورنه دیگر بهر چه کارم آرزوست
💡 چه یاد جور رفیقان کنم، نصیبم بود که تشنه بر لب جو میرم و خبر ندهند
💡 من دلخسته هر دم بهر آن نازک بدن میرم گه از رنگ قبا گاهی ز بوی پیرهن میرم
💡 از بهر تو گر جان بدهم خوش میرم وز بندهٔ بندهٔ توام خوش میرم
💡 مپسند که میرم چو سگان بر سر راهت خسرو سگ خانه ست، مبندید در از وی