لغت نامه دهخدا
میراث خوارگان. [خوا / خا رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ج ِ میراث خواره. میراث خواره ها. میراث خواران. ارث بران. وارثان:
خزینه داری میراث خوارگان کفر است
به قول مطرب و ساقی به فتوی دف و نی.حافظ.و رجوع به میراث خوار و میراث خواره شود.
میراث خوارگان. [خوا / خا رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ج ِ میراث خواره. میراث خواره ها. میراث خواران. ارث بران. وارثان:
خزینه داری میراث خوارگان کفر است
به قول مطرب و ساقی به فتوی دف و نی.حافظ.و رجوع به میراث خوار و میراث خواره شود.
جمع میراث خواره میراث خواره ها میراث خواران ارث بران وارثان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مال تو خصم تست که میراث خوارگان در هر نفس هلاک تو را آرزو کنند
💡 خزینه داری میراث خوارگان کفر است به قول مطرب و ساقی به فتوی دف و نی