مکبود
لغت نامه دهخدا
مکبود. [ م َ ] ( ع ص ) گرفتار بیماری جگر. ( ناظم الاطباء ). کسی را گویند که در افعال کبدوی ضعفی باشد بی آنکه ورم یا درد داشته باشد. ( از بحرالجواهر ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی را گویند که اندر جگر او آفتی باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ): خداوند جگر ضعیف را مکبود گویند و ضعیفی و درد جگر را کباد گویند. جالینوس می گوید مکبود آن را گویند که افعال جگر او باطل باشد بی آنکه دروی آماسی و ریشی و دبیله ای بود. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ فارسی
گرفتار بیماری جگر. کسی را گویند که در افعال کبد وی ضعفی باشد بی آنکه ورم یا درد داشته باشد.
جمله سازی با مکبود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجلس قانونگذار ی تحت تسلط زمینداران بهطور مداوم از بودجهٔ مدرس و خدمات سیاهپوستان محروم از حق رأی میکاست اما آنها را از دادن مالیات معاف نمیکرد. برای جبران بخشی از مکبود بودجهٔ آموزشی برای سیاهپوستان در ایالتهای جنوبی، شخصی سفیدپوست به نام «جولیوس روزنوالد» ساخت تعداد مدرسه را تأمین مالی کرد. تا سال ۱۹۱۳ ۸۰ مدرسهٔ روزنوالد در آلاباما ساخته شد و تا پایان ۱۹۳۷ (۱۳۱۶) در مجموع ۳۸۷ مدرسه، ۷ تربیت معلم و چندین ساختمان آموزشی فنی و حرفهای در آلاباما تکمیل شد. شماری از این ساختمانهای روزنوالد هماکنون در فهرست ثبت ملی مکانهای تاریخی ثبت شدهاست.