لغت نامه دهخدا
منتور. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) آنکه جهت ازاله ٔمو نوره می کشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منتور. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) آنکه جهت ازاله ٔمو نوره می کشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
آنکه جهت ازاله مو نوره می کشد.
مِنْتور (Mentor)
در اودیسۀ هومر، مردی سالخورده، مشاور تلماخوس در غیاب پدرش، اودیسه. آتنا، الهۀ خرد، غالباً به شکل او درمی آمد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخشی از این متن در فیلم هکرها خوانده میشود. هرچند که پلیسی در آن فیلم به اشتباه متن از روی مجله ۲۶۰۰ میخواند که از نظر تاریخی صحیح نیست اما به درستی شخص منتور به عنوان نویسنده متن معرفی میشود.
💡 منتور در طی جنگ در سال ۳۴۲ پیش از میلاد، یکبار جان باگواس را از مرگ نجات داد و از آن پس باگواس خواجه با منتور دوست صمیمی گردید، هر دو عهد و پیمان کردند، که بیمشورت یکدیگر کاری نکنند. پس از تسخیر مصر هر دو بقدری نزد اردشیر مقرب شدند که هیچکدام از اقربا و دوستان او این نزدیکی را با وی نداشتند.
💡 همه کار لشگر به منتور داد نیاورد از کین دیرینه یاد
💡 بارسینه (یونانی: Βαρσίνη؛ حدود ۳۶۳ تا ۳۰۹ پیش از میلاد) دختر آرتاباز دوم، ساتراپ ایرانی فریگیه هلسپونت و یک زن یونانی رودسی که خواهر سرداران یونانی، منتور و ممنون بود، میباشد. بارسینه در آغاز همسر داییاش منتور شد و پس از مرگ وی با دایی دوم خود، ممنون ازدواج کرد.