اویزان

لغت نامه دهخدا

( آویزان ) آویزان. ( نف، ق ) در حال آویختگی. || آویخته. معلق. آونگ. آون. دروا. آونگان. دلنگان.
- آویزان کردن؛ آویختن. تعلیق.
|| جنگ و گریز کنان. گریز و آویز کنان: غوریان دررمیدند و هزیمت شدند وآویزان میرفتند تا ده. ( تاریخ بیهقی ). || مشغول. دست بکار. آغازان. || دست بیقه:
باد سحری سپیده دم خیزانست
با میغ سیه بجنگ آویزانست.منوچهری.

فرهنگ معین

( آویزان ) (ص فا. ) ۱ - معلق، آویخته. ۲ - در حال جنگ و گریز.

فرهنگ عمید

( آویزان ) ۱. آویخته، معلق.
۲. (قید ) در حال آویختگی.
۳. طفیلی، مزاحم.
۴. [عامیانه] غمگین.
۵. در حال دعوا، گلاویز.

فرهنگ فارسی

( آویزان ) ( صفت ) ۱ - در حال آویختگی. ۲ - جنگ و گریز کنان. ۳ - ( صفت ) معلق آونگ. ۴ - مشغول دست بکار.

جمله سازی با اویزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو پیکر گشت آویزان ز عالی کنگره میدان بدان جمله که از گردون بتابد برج دو پیکر

💡 ۲. واژه شلوار از ترکیب کلمه «شَل» + پسوند شباهت «وار» به معنی شبیه لنگ و آویزان ساخته شده است.

💡 که من منصورم آویزان ز شاخ دار الرحمان مرا دور از لب زشتان چنین بوس و کنار آمد

💡 چادرینه‌ها چین‌های تخصصی صفاق هستند که اعصاب، رگ‌های خونی، مجاری لنفاوی، بافت چربی و بافت همبند را در بر می‌گیرند. دو چادرینه وجود دارد. نخست، چادرینه بزرگ است که از کولون عرضی و انحنای بزرگ معده آویزان است. دیگری چادرینه کوچک است که بین معده و کبد امتداد دارد.

💡 ترازوی فنری ابزاری است دارای یک فنر ثابت که در یک سر این فنر یک قلاب برای نگه داشتن اجسام وجود دارد و در سر دیگر آن حلقه‌ای برای آویزان ماندن ترازو از آن. ترازوهای فنری بر اساس قانون هوک کار می‌کنند به این معنی که میزان تغییر طول فنر (در اینجا کشیدگی آن) متناسب است با نیروی وارد شده به آن.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز