بیقه

لغت نامه دهخدا

( بیقة ) بیقة. [ ق َ ] ( ع اِ ) دانه ای است سبز کلانتر از کرسنه نان و طبیخ آن را میخورند و آن را مقشر کرده به گاوان دهند و گاوان را چاق و فربه کند. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دانه ی است سبز کلانتر از کرسنه نان و طبیخ آن را میخورند و آنرا مقشر کرده به گاوان دهد و گاوان را چاق و فربه کند.

جمله سازی با بیقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مردمان محلی نام رئیس مهاجرت‌کنندگان را «عالی محب» گفته‌اند. طائفه‌هایی که از انگالی مهاجرت کردند طبق کتاب خلیج فارس و کرانه‌های شمالی سال ۱۲۱۰ ه‍.ق به این منطقه مهاجرت کردند. زمین‌های چاهورز که به نوادگان شاهزندو ارث رسیده بود به مرور زمان مالکیت آن به ساکنان جدید منتقل شد. چاه‌ورز که در زمان قاجار طبق فارسنامه ناصری اسم آن به صورت «چاه‌برد» آمده‌است و از آن به عنوان دهی در ناحیه بیقه احشام یک فرسخی بیرم یاد شده است. تفنگ‌داران این بیقه که امروزه به عنوان بخش چاهورز شناخته می‌شود با فرماندهی سید حاجی علی بابا حاکم لار را شکست می‌دهند تا سه سال حکومت لار در دست حاجی علی بابا قرار گیرد. سپس در سال ۱۳۲۰ ه.ق تفنگداران چاهورزی به همراه تفنگداران مناطق همجوار که پیرو سید عبدالحسین لاری بودند به بستک حمله کردند و آن شهر را غارت کردند.

💡 تنب و تمب در منابع ایرانی و خارجی بکار رفته و درست‌تر آن تمب واژهٔ فارسی سره‌ای است که در گویش‌های محلی نیمروز ایران شامل اچمی، بیقه ای، لامردی،بندری، تنگستانی و دشتستانی به معنای تپه و تَل به کار می‌رود. از آنجا که دریانوردان محلی در هنگام نزدیک شدن به این جزایر آن‌ها را به شکل تپه‌ای در میان آب می‌دیدند، هر دو جزیره را تمب نامیدند. هنوز هم مردم ساحل‌نشین بندرعباس و بندر لنگه جزیرهٔ بزرگ‌تر را در گویش محلی تمب گپ، به معنای تمب بزرگ و جزیرهٔ کوچک‌تر را تمبو به معنای تمب کوچک می‌نامند. املای صحیح و فارسی آن نیز تمب است و در کهن‌ترین نوشته اروپایی نیز این نام به صورت تمون و تمبو یادشده‌است. در نامه‌نگاری‌های اداری دوره پایانی قاجار نیز این جزایر به نام «تامب» و تمب یاد شده‌است. برای وجود مارهای سمی خطرناک در تنب بزرگ این جزیره تنب مار نیز خوانده شده‌است.

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز