لغت نامه دهخدا
معشش. [ م ُ ع َش ْ ش َ ] ( ع اِ ) خانه جای مرغان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جایی که مرغ در آن آشیانه می سازد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معشش. [ م ُ ع َش ْ ش َ ] ( ع اِ ) خانه جای مرغان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جایی که مرغ در آن آشیانه می سازد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ الاسلام انصاری رحمة اللَّه گفت: من چه دانستم که مادر شادی رنج است، و زیر یک ناکامی هزار گنج است! من چه دانستم که این باب چه بابست و قصه دوستی را چه جوابست! من چه دانستم که صحبت تو مهینه قیامت است، و عز وصال تو در ذل حیرتست! جان و جهان کعبه جایی خوش است و معشش اولیاست و مستقرّ صدیقانست اما بادیه مردم خوار در پیش دارد، میل در میل و منزل در منزل، تا خود کرا جست آن بود که آن میلها و منزلها باز برد و بکعبه معظم رسد!