مهینه

لغت نامه دهخدا

مهینه. [ م ِ ن َ / ن ِ ] ( ص تفضیلی، ص عالی ) مهین. بزرگ. ( غیاث ). مقابل کهین. مقابل بزرگتر. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). مهتر:
ز تیغ کوه درختان فروفکنده بموج
از او کهینه درختی مه از مهینه چنار.فرخی.بهینه صورت او بود و انبیا ابجد
مهینه معنی او بود و اصفیا اسماء.خاقانی.بر یاد محقق مهینه
انگشت کهینه بسته دارد.خاقانی.مگر میرفت استاد مهینه
خری می برد بارش آبگینه.عطار.عطار در بقای حق و در فنای خود
چون بوسعید مهنه نیابد مهینه ای.عطار.|| ( اِ مرکب ) حداکثر. بیشینه. مقابل کمینه. مقابل حداقل: کمینه طهر پانزده روز است و مهینه آنچ بود که آن را حدی نیست. ( کشف الاسرار ج 1 ص 609 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - مهین. ۲ - حداکثر بیشینه مقابل کمینه حداقل: [ کمینه طهر پانزده روزاست و مهینه آنچ بود که آنرا حدی نیست. ]

جمله سازی با مهینه

💡 چون مهینه میر برکاخ سلام آرد جلوس ریخته زین نظم نزدش لؤلؤ شهوار بین

💡 تاج دین جعفر و امین یحیی است این بهین درج و آن مهینه شمار

💡 نی آن مهینه کوکب کد‌بانوی مسیح آن آفتاب کش دو جهانست یک مدار

💡 ز تیغ کوه درختان فرو فکنده بموج ازو کهینه درختی مه از مهینه چنار

💡 چنانک گفت: وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ. و مهینه آنست که کفر و شرک آرد چنان که گفت: أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً. جای دیگر گفت: وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ، و اینجا گفت: فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ کافرانند، که هر که از عهد و پیمان خدا بیرون آید، و به محمد (ص) ایمان نیارد کافر بود لا محالة.

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز