گو یار

لغت نامه دهخدا

گویار. ( اِخ ) از جمله دانشمندانی است که به سال 1880 م. به کشف و خواندن خط میخی وان [ شهری در مشرق آسیای صغیر ] موفق گردید. ( ایران باستان ج 1 ص 48 ).
گویار. [ گ َ / گُو ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) مخفف گاویار مرکب از گو به معنی گاو و بقر + یار، پسوند معاونت. گاوبان. گوگل بان مخفف گاوباره. دوست دارنده گاو.( آنندراج ). گوبار. رجوع به گاوباره و گوباره شود.

جمله سازی با گو یار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش بخت گو پشت مَکُن، رویِ زمین لشکر گیر

💡 درد او هرچند بسیار است در جان باش گو یار از این معنی خبردار است پنهان باش گو

💡 گریه کن ای چشم چون ابر بهاران زار زار همچو من ای ناله نالان باش و بر گو یار یار

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز