گفتاره

لغت نامه دهخدا

گفتاره. [ گ ُ رَ / رِ ] ( اِمص ) گفتار. قول. سخن. کلام:
گل ز بلبل طیره شد زآن جامه بر خود پاره کرد
زآنکه این پرگوی و او را طاقت گفتاره نیست.کمال الدین اسماعیل.

فرهنگ فارسی

( اسم ) قول کلام سخن: گل زبلبل طیره شد زان جامه بر خود پاره کرد زانکه این پر گوی و آنرا طاقت گفتاره نیست. ( کمال اسماعیل بنقل ترجم. محاسن اصفهان )

جمله سازی با گفتاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل ز بلبل طیره شد، زان جامه برخود پاره کرد زآنکه پر گویست و او را طاقت گفتاره نیست

💡 دهستان کوخرد یکی از قدیمی‌ترین دهستان‌های بخش کوخرد در شهرستان بستک هرمزگان است. از گفتاره کهن سالان روایت است که کوخرد زرتشتینشین (گبر) بوده‌است و پنج هزار سال قبل از اسلام تاریخ دارد و در زمان قدیم به نام شهرسیبه معروف بوده‌است. کتاب تاریخ کامبریدج عن تاریخ ایران، جلد ششم از کوخرد وکاروان‌های بازرگانی و راه‌های آن دوران نام برده‌است.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز