لغت نامه دهخدا
گشاد کار. [ گ ُ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) افتتاح یا انجام کار. ( ناظم الاطباء ):
گشاد کار مشتاقان از آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشاز پیشانی.حافظ.
گشاد کار. [ گ ُ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) افتتاح یا انجام کار. ( ناظم الاطباء ):
گشاد کار مشتاقان از آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشاز پیشانی.حافظ.
افتتاح و انجام کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلای جان مردم فتنهٔ چشم سیه مستش گشاد کار عالم حلقهٔ زلف گره گیرش
💡 دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست این قفل را کلید ز خط ایاغ ماست
💡 چو لب به خنده گشاید گشاده گردد دل در آن لبست همیشه گشاد کار چرا
💡 داریم جای بر سر زلف پریوشان تا در گشاد کار ضعیفان چو شانه ایم
💡 باشد از آهن دلان صائب گشاد کار ما تخم خود در سنگ ما همچون شرار افشانده ایم
💡 در خراش سینه ها بی دست و پا افتاده ام ورنه دستی در گشاد کار دارم دیدنی