لغت نامه دهخدا
چوب بازی. ( حامص مرکب ) عمل چوب باز. بازی با چوب. با چوب بازی کردن.
چوب بازی. ( حامص مرکب ) عمل چوب باز. بازی با چوب. با چوب بازی کردن.
عمل چوب باز ٠ بازی با چوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر این شبها با مراسم مذهبی همزمان نمیشد، با دهول و ساز و چوب بازی شب را به صبح میرساندند.
💡 در عروسیها معمولاً از ساز و دهل استفاده میشود و سواربازی و چوب بازی و دستمال بازی همراه با مراسم دیگر در جریان عروسی متداول است.
💡 بهرهگیری از انواع آوازها و آهنگهای محلی و موسیقی مقامی و ترانههای دشتی، با همراهی سازهای محلی سرنا، دهل و قوشمه در مراسم و جشنهای مردم شهر متداول است. دوبیتی خوانی نیز، در شهر رواج دارد. از رقصهای محلی این شهر میتوان به رقص اسب چوبی، چوب بازی و رقص محلی اشاره کرد.
💡 دهل در سیستان همراهی کننده سرنا است و در مجالس عروسی این دو ساز به اجرای آهنگ های چاپ سیستانی، چوب بازی، شمشیر بازی و گاه ترانه ها سیستانی می پردازند.
💡 یک روز قبل از عروسی گوسفندها را سربریده، دیگها را بر روی آتشی که هیزمش را که جوانان فامیل از کوههای نزدیک آوردهاند بار میگذارند. بعد از صرف ناهار و در عصر آن روز معمولاً مراسم چوب بازی (ترکه بازی) توسط جوانترها و گاه مسنهایی که میخواهند یادی از جوانیشان بکنند، صورت میگیرد.