پنهان داشتن

لغت نامه دهخدا

پنهان داشتن. [پ َ / پ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) پوشیده داشتن. مستور داشتن.اخفاء. تزکین. اکتتام. ( منتهی الارب ). الطاط. ( منتهی الارب ). تخبئة. تخبیة. ( تاج المصادر بیهقی ). کتم. کتمان. مکاتمة. استخفاء. اسرار. اهماج: این حدیث را پنهان دار و با کسی مگوی که سخت بد بود. ( تاریخ بیهقی ص 685 ). فضل را هر چند که پنهان دارند آخرآشکار شود چون بوی مشک. ( تاریخ بیهقی ). این خبر را پنهان داشته و آشکار نکردند. ( تاریخ بیهقی ص 288 ).
راز پنهان نداشت هیچ نسیب
در غم و علت از حبیب و طبیب.سنائی.بیار آن ماه را یکشب در این برج
که پنهان دارمش چون لعل در درج.نظامی.سخنی دارم و آن از تو ندارم پنهان
ز آنکه هرگز نکند سوخته پنهان آتش.اثیر اومانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پوشیدن نهفتن نهان کردن پنهان ساختن پنهان داشتن راز کردن اسرار اخفائ کنم کتمان. یا رو پنهان کردن. خود را از داین یا محصل و مامور دیوانی و امثال آن نهفتن. یا روی در پرد. تراب پنهان کردن. مردن.

جمله سازی با پنهان داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست کارِ ساده‌لوحان رازِ پنهان داشتن صفحهٔ آیینه بال و پر شود سیماب را

💡 حسن را از دیده‌ها پیوسته پنهان داشتن جز به روز روی تو بیرون نیامد از حجاب

💡 وجه سیم آن که شاد شود از آن که داند چون بدیدند به وی اقتدا کنند و ایشان نیز به سعادت ابد رسند تا او را هم ثواب سرّ بنویسند که قصد پنهان داشتن کرد و هم ثواب علانیت که بیخواست وی ظاهر شد.

💡 کار هر دل نیست راز عشق پنهان داشتن زور این مِیْ می‌کند چون نار خندان شیشه را

💡 و او گفتی فرق میان معجزه و کرامت آنست که انبیا عَلَیْهِمُ السَّلامُ مأمورند باظهار معجزه و بر ولی پنهان داشتن آن واجبست و نبی بدان دعوی کند و بر قطع و یقین گوید که چنین باشد که من میگویم و ولی دعوی نکند و قطع نکند که چنین کنم از بیم آنک نباید که مکری بود.

💡 راز پنهان داشتن آیین شرع دوستی‌ست خودفروشان کاش ترک ملت مجنون کنند