پروردنی

لغت نامه دهخدا

پروردنی. [ پ َرْ وَ دَ ] ( ص لیاقت ) تربیت کردنی. قابل تربیت. پرورش دادنی. قابل پرورش. نشو و نموّ یافتنی:
به رستم همی داد ده دایه شیر
که نیروی مردست و سرمایه شیر
چو ازشیر آمد سوی خوردنی
شد از نان و از گوشت پروردنی
بدی پنج مرده مر او را خورش
بماندند مردم از آن پرورش.فردوسی.

جمله سازی با پروردنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شه از گوسفندان پروردنی وز آنهاکه باشند هم خوردنی