لغت نامه دهخدا
ودش. [ وَ ] ( ع اِ ) تباهی و فساد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). فساد. ( اقرب الموارد ).
ودش. [ وَ ] ( ع اِ ) تباهی و فساد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). فساد. ( اقرب الموارد ).
تباهی و فساد. فساد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زار و رنجور وعلیل وکور بود کور ازچشم ودش پرنور بو