هیمی

لغت نامه دهخدا

هیمی. [ هََ ما ] ( ع ص ) مؤنث هیمان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). شتر مبتلا به هیام. ( از اقرب الموارد ). رجوع به هیمان شود.

فرهنگ فارسی

مونث هیمان شتر مبتلی به هیام

جمله سازی با هیمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از نظر فهم متقابل، یک نظرسنجی در سال ۱۹۶۷ نشان داد که چهار گویش نامفهوم (به استثنای زبان‌های ریوکیویی و گویش‌های توهوکو) برای دانشجویان توکیوی بزرگ، لهجه کیسو (در کوه‌های دور استان ناگانو)، گویش هیمی (در منطقه تویاما)، گویش کاگوشیما و همچنین مانیوا (در استان اوکایاما) هستند. شرکت‌کندگان این نظرسنجی همه دانشجوی دانشگاه کیئو بودند که در منطقه کانتو بزرگ شدند.

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز