لغت نامه دهخدا
( همشة ) همشة. [ هََ ش َ ] ( ع اِمص ) جنبش. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زیروزبرشدگی ملخ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پیش وپس رفتگی مردم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به هَمْش شود.
( همشة ) همشة. [ هََ ش َ ] ( ع اِمص ) جنبش. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زیروزبرشدگی ملخ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پیش وپس رفتگی مردم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به هَمْش شود.
جنبش زیر و زبر شدگی ملخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجب تر آنکه چرا از سعادت است گریز به محنت از چه بود خلق را همشه نیاز