لغت نامه دهخدا
نتیجه بخش. [ ن َ ج َ / ج ِ ب َ ] ( نف مرکب ) هر چیز که مثمر ثمری گردد و فایده ای از آن حاصل شود. ( ناظم الاطباء ).
نتیجه بخش. [ ن َ ج َ / ج ِ ب َ ] ( نف مرکب ) هر چیز که مثمر ثمری گردد و فایده ای از آن حاصل شود. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) آنچه که مثمرثمری گردد آنچه که از آن فایده ای حاصل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از وقفهای کوتاه در فوران ایافیالایوکول، دوباره در ۱۴ آوریل ۲۰۱۰ آتشفشان شروع به فوران کرد. اما این بار آتشفشان از مرتفعترین دهانه اش فوران کرد، در نتیجه بخش بزرگی از یخچالهای اطراف آتشفشان بر اثر گرما ذوب شده، و موجب سیل آب شیرین نیرومندی گشت که به رودخانهها ریخت و باعث طغیان آنها شد. به خاطر طغیان رودخانهها و سیل ناچار شدند ۸۰۰ نفر را از آن منطقه تخلیه کنند.
💡 وجود رشتهکوههای البرز و زاگرس مانع از نفوذ تودههای مرطوب به مرکز ایران شده و در نتیجه بخش وسیعی از کشور دارای اقلیم خشک و نیمهخشک میباشد. در نقشههایی که تا به حال تنظیم شده است اغلب شمال صحرای مرکزی ایران را تحت عنوان «دشت کویر» و جنوب این صحرا را بهعنوان «دشت لوت» مشخص نمودهاند.
💡 باید توجه داشت که خود مدیریتی یک فرایند اختیاری است، نه یک فرایند اجباری. به عبارت دیگر، افراد به خواست خودشان به آن گرایش پیدا میکنند و نه به اجبار دیگران، به همین جهت عملی شدن و نتیجه بخش بودن آن دور از انتظار و ذهن نیست و کاری شدنی است.