لغت نامه دهخدا
منشی باشی. [ م ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سرپرست منشیان. رئیس منشیان و کاتبان.
منشی باشی. [ م ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سرپرست منشیان. رئیس منشیان و کاتبان.
رئیس منشیان، بزرگ تر دبیران.
( صفت اسم ) ۱ - رئیس منشیان و دبیران: [ محمد علی منشی باشی وزارت علوم. ] ( مراه البلدان ج ۱ ضمیمه ص ۲ ) ۲۵ - عنوانی است احترام آمیز برای منشی و دبیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساختمان و باغ منشی باشی مربوط به اواخر دوره قاجار است و در شیراز، خیابان فردوسی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۲۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. هماکنون محل گرد همایی انجمن تمبر فارس میباشد.
💡 احمد مشیرالسلطنه در ۱۲۶۰ هجری قمری در آمل به دنیا آمد. او مانند دیگران تحصیلات معمول زمان را فرا گرفت، و برای یادگیری خط و نگارش وقت گذاشت وی همچنین مقدماتی از فقه و اصول را نیز آموخت. او در سال ۱۲۸۰ هـ. ق به دعوت برادرش مشیرنظام که در دربار ولیعهد (مظفرالدین میرزا) در تبریز خدمت میکرد به دربار آمد و آنجا مشغول به کار شد و چون خط و روش نگارش او مورد پسند بود کارهای نوشتاری دربار را دردست گرفت و پس از مدتی کوتاهی منشی و رئیس دفتر ولیعهد شد و لقب منشی باشی را بدست آورد.