مصلحت دید

لغت نامه دهخدا

مصلحت دید. [ م َ ل َ ح َ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) صلاح دید. مصلحت دیدن. صواب دیدن. شایسته دانستن و سزاوار و مناسب و مقتضی دانستن. نیکو اندیشیدن، از عالم ( از قبیل ) صوابدید. ( آنندراج ): بر مصلحت دید خود برفور با ده هزار مرد پرجگر روان شدند. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). تا برموجب مصلحت دید او تمشیت آن مهم به تقدیم رسد. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). بقای ایشان را برحسب مصلحت دید کار ساخته می کند. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). و از مصلحت دید من نگذرید. ( تاریخ جهانگشای جوینی ).
مصلحت دید من آن است که یاران همه کار
بگذارند و خم طره یاری گیرند.حافظ.|| اجازه. دستوری. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

صلاح دید، آنچه خیر و صلاح به نظر آید: مصلحت دید من آن است که یاران همه کار / بگذارند و خم طرۀ یاری گیرند (حافظ: ۳۷۶ ).

فرهنگ فارسی

( صفت و اسم ) آنچه که بنظر خیر و صلاح آید صلاح دید صواب دید: مصلحت دیدمن آنست که یاران همه کار بگذارند وسر طر. یاری گیرند. ( حافظ. )

جمله سازی با مصلحت دید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیعت بوبکر و آن فضل اقیلونی چه بود مصلحت دید علی وان فتنها چون خوابنید

💡 غضب اول بدینسان مصلحت دید که باید این بساط فتنه برچید

💡 عاشقان را بصلاح و حکم عقل چکار مصلحت دید من آنست که مجنون باشی

💡 اگر گوئیم غیبت آن امام چرا مصلحت دید جبار بار

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز