لرزه کنان
مترادفها
لرزان، لرزانلرزان
متضادها
ثابت، استوار
لغت نامه دهخدا
لرزه کنان. [ ل َ زَ / زِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال لرزیدن.
جمله سازی با لرزه کنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورد طری لرزه کنان بر تنت کبک دری طوق کش گردنت