شکار کنان

لغت نامه دهخدا

شکارکنان. [ ش ِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حالت صید کردن و شکاریدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شکار کردن شود.

فرهنگ فارسی

در حالت صید کردن و شکاریدن

جمله سازی با شکار کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عقل هیهات است مجنون را شکار خود کند می گذارد شیر پشت دست اینجا بر زمین

💡 و گر شکار کنی هم تو را سزد ز جهان که در شکار ز نُه گور شش همی فگنی

💡 اوحدی رنج بکر برت اگرت کامی کو عاشقی سعی بکر بو که شکاری در کو

💡 شکار تا شده دلهای بی محبت را ز تیر غمزهٔ خوبان جان شکار چه حظ

💡 گربهٔ پیری، ز شکار اوفتاد زار بنالید و نزار اوفتاد

💡 چو سر برکشد زود جوید شکار نخست اندر آید به پروردگار

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز