لغت نامه دهخدا
فرش عاج. [ ف َ ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از برف که روی زمین را سفید کرده باشد. ( از برهان ).
فرش عاج. [ ف َ ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از برف که روی زمین را سفید کرده باشد. ( از برهان ).
کنایت از برف که روی زمین را سفید کرده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در فرش عاج اینک نهان، سبزه چو نیلی پرنیان بر پرنیان صد کاروان، از مشک سارا ریخته