لغت نامه دهخدا
فندق سنجاب رنگ. [ ف َ دُ ق ِ س َ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایت از زمین است. ( برهان ):
تات چو فندق نکند خانه تنگ
بگذر از این فندق سنجاب رنگ.نظامی.
فندق سنجاب رنگ. [ ف َ دُ ق ِ س َ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایت از زمین است. ( برهان ):
تات چو فندق نکند خانه تنگ
بگذر از این فندق سنجاب رنگ.نظامی.
کنایت از زمین است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست بی اخگر درین عبرت سرا خاکستری دوربین بر بستر سنجاب چون گیرد قرار؟
💡 بی آتش و بی دود، و دم گرمیم در سرمای دی منعم بگو کمتر کشد منت خز و سنجاب را
💡 زیاران لباسی هر که دلسوزی طمع دارد زخامی اخگر از خاکستر سنجاب می جوید
💡 این روستا در دهستان سنجابی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۹ نفر (۱۷خانوار) بودهاست.
💡 خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گرز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
💡 دید در سنجاب و مشک ناب نرمی و خوشی سینه چون سنجاب و زلفین همچو مشک ناب کرد