لغت نامه دهخدا
وقنات. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وقنة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). به معنی آشیانه مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وقنة شود.
وقنات. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وقنة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). به معنی آشیانه مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وقنة شود.
💡 که این عوامل همگی دست به دست هم داده وباعث روئیدن انواع محصولات زراعی و باغی شدهاست.ونیز آب آشامیدنی روستا ازیکی از این قنات هاگرفته که مسافت شش کیلومتری بین روستا وقنات لوله کشی شدهاست. این روستا دارای هشت قنات و چندین چشمه میباشد.