نیک رایی

لغت نامه دهخدا

نیک رایی. ( حامص مرکب ) نیک اندیشی. ( فرهنگ فارسی معین ):
همه دیانت و دین ورز و نیک رایی کن
که سوی خلد برین باشدت گذرنامه.شهید.ای مایه خوبی و نیک رایی
روزم ندهد بی تو روشنائی.رودکی.اگرنه عدل شه استی و نیک رایی او
شدی سراسر کار جهان تباه و سیه.سوزنی.از نکویی و نیک رایی او
راه جستم به آشنائی او.نظامی.همه عالم گرفت از نیک رایی
چنین باشد بلی ظل خدایی.نظامی.

فرهنگ فارسی

نیک اندیشی.

جمله سازی با نیک رایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه عالم گرفت از نیک رایی چنین باشد بلی ظِلِّ خدایی

💡 بدو گفت اگر نیک رایی کنی تو ما را بدو رهنمایی کنی

💡 اگر نیک رایی کنی تاج زر ترا بخشم و گوشوار و کمر

💡 که‌ایزد از بهر نیک رایی تو برد فترت ز پادشایی تو

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز