حکومت ننگین بنیامیه، دورهای تاریک در تاریخ اسلام محسوب میشود که مملو از شخصیتهایی بود که آشکارا در مسیر دشمنی و کینهورزی با اهل بیت گام برمیداشتند. این افراد برای تحقق امیال نفسانی و حفظ قدرت نامشروع خاندان اموی، از هیچ تلاشی فروگذار نبودند. در رأس این ساختار، معاویه بن ابی سفیان قرار داشت که برای استحکام بخشیدن به پایههای حکومت خود و تضعیف بنیادهای اصیل اسلامی، مهرههای مختلفی را به خدمت میگرفت. این مهرهها با ایجاد فضایی خفقانآور، ارعاب و سرکوب عمومی، بهویژه شیعیان، و همچنین با ساختن و ترویج احادیث جعلی در مدح امویان و مذمت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، جامعه اسلامی را به سمت انحراف هدایت میکردند. یکی از برجستهترین نمونههای این بازیگران دنیادوست، سمرة بن جندب بود که خدمات قابل توجهی در راستای اهداف سیاسی حکومت اموی ارائه نمود.
سمرة بن جندب بن هلال بن حریج بن مرة فزاری، که برای او کنیههای متعددی نظیر ابوسلیمان، ابوسعید، ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله ذکر شده است، دارای پیشینهای مرتبط با قبایل مختلف بود. مادر او «الکلفاء»، دختر حارث و از قبیله بنیاسد بود و از طریق ازدواج مادرش با یکی از انصار در مدینه بزرگ شد؛ چرا که پس از فوت پدر، مادرش به مدینه آمد و با مری بن شیبان (عموی ابوسعید خدری) ازدواج کرد و سمرة در سایه این ازدواج ثانوی پرورش یافت. لازم به ذکر است که دختر او، امثابت، همسر مختار بن ابی عبیده ثقفی بود. او همچنین به عنوان حلیف و همپیمان انصار شناخته میشد. اما سوابق غیر اخلاقی وی از همان دوران صدر اسلام مشهود بود؛ چنانکه نقل شده است که در زمان خلافت عمر بن خطاب، او به صورت علنی به فروش شراب اشتغال داشت.
این وضعیت تا جایی پیش رفت که وقتی موضوع فروش شراب سمرة به خلیفه دوم گزارش شد، عمر در واکنش به این عمل، اظهار داشت: «خداوند سمره را بکشد!» و این واکنش را با استناد به حدیثی نبوی در مورد یهود که از فروختن پیه حرامشده منع شده بودند اما آن را به فروش میرساندند، تبیین نمود؛ که این سخن به روشنی نشاندهنده زشتی عمل سمرة در نگاه حاکم وقت و مقایسه آن با گناهان پیشین ملتها بود. در نهایت، این شخصیت به واسطه نقشآفرینیهایش در تبلیغات سیاسی و حمایت از جریان اموی، به عنوان عاملی مؤثر در دستگاه حاکمیت ضد علوی شناخته میشود.