دل دویدن

لغت نامه دهخدا

دل دویدن. [ دِ دَ دَ ] ( مص مرکب ) عاشق شدن. ( آنندراج ). || طمع کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ).
- دل دویدن به چیزی؛ جویای آن بودن. ( از آنندراج ). آزمند و حریص آن بودن: چشم و دلش می دود؛ حریص است.

فرهنگ فارسی

عاشق شدن.

جمله سازی با دل دویدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس تاریکی، آنشب از غم دل دویدن بر سر شکم بود مشکل

💡 می توان کرد تماشای نفس سوختگی دل دویدن ز سراسیمه غبارم پیداست

💡 وحشت آخر مشت خاکم را غباری می کند دل دویدن می دهد دامان پرگوهر مرا

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز