نیمه مستقل

لغت نامه دهخدا

نیمه مستقل. [ م َ / م ِ م ُ ت َ ق ِل ل ] ( ص مرکب ) شخص یا کشوری که تا حدی استقلال دارد ولی نه کاملاً. ( فرهنگ فارسی معین ). مملکتی که به ظاهر مستقل است، اما در عمل مستعمره و تحت الحمایه دیگران و در حقیقت نیمه مستعمره است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شخص یا کشور که تا حدی استقلال دارد ولی نه کاملا.

جمله سازی با نیمه مستقل

💡 با این وجود، بلافاصله پس از استعفای توکوگاوا یوشینوبو در سال ۱۸۶۷، بدون حکومت متمرکز دولتی، کشور مجموعه ای بود از حوزه‌های فئودالی نیمه مستقل تحت کنترل دایمیو‌ها، که توسط قدرت نظامی اتحاد ساتچو، و با اعتبار دربار امپراتوری در کیوتو کنار هم نگهداشته شده بودند.

💡 به شورای تپه‌ای گورخا دارجلینگ اختیار داده شد تا به صورت نیمه مستقل و نیمه خودمختار بر منطقه حکومت کند. بعدها نام این شورا تغییر یافت شورای تپه‌ای گورخا دارجلینگ ا خود مختار تبدیل شد. اگرچه دارجلینگ در حال حاضر آرام و به دور از تنش است، اما کماکان مشکل تشکیل دولت مستقل پابر جاست.

💡 سیف الدوله خلف بن ملاعب الاشهبی الکلابی (عربی: سيف الدولة خلف بن ملاعب الأشهبي الكلابي؛ درگذشته ۳ فوریه ۱۱۰۶) امیر نیمه مستقل حمص و افامیه بین سال‌های ۱۰۸۲ و ۱۰۹۰ میلادی بود. او بار دیگر در سال ۱۰۹۵/۹۶ توسط خلافت فاطمی به عنوان امیر افامیه منصوب شد و تا زمان ترورش توسط حشاشیون، امیر آن شهر بود.

💡 یافته‌های باستانشناسی در گیلان نشان دهنده وجود تمدن‌هایی سه هزار ساله چون مارلیک و املش است که آثار باستانی خبر از خبرگی سازندگان و ثروتمندی مردمان این سرزمین می‌دهد. تا قرن هفتم پس از میلاد گیلان در دورانی که امپراطوری‌های پی در پی هخامنشی، سلوکی، پارتی و ساسانی که بر ایران حکم می‌راندند، گیلان بیشتر اوقات مستقل یا نیمه مستقل بود.

عجوزه یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز