لغت نامه دهخدا
نیم داشت. ( ن مف مرکب ) نیمدار. مستعمل. نمداشت. نیز رجوع به نمداشت شود: اتابک سلغرشاه قصب مصری به مجدالدین داد... مگر نیمداشت بود او را خوش نیامد. ( لطایف عبید زاکانی ).
نیم داشت. ( ن مف مرکب ) نیمدار. مستعمل. نمداشت. نیز رجوع به نمداشت شود: اتابک سلغرشاه قصب مصری به مجدالدین داد... مگر نیمداشت بود او را خوش نیامد. ( لطایف عبید زاکانی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی از بچگی و زمانیکه یکسال و نیم داشت در تیزرهای تبلیغاتی بازی کرد. سپس برای بچهمهندس با سفارش مدیر شبکه سه سیما انتخاب شد.