نیش زن

لغت نامه دهخدا

نیش زن. [ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه نیش می زند. ( ناظم الاطباء ). گزنده: قطربوس؛ کژدم سخت نیش زن. ( منتهی الارب ). || آزاردهنده. درشت و ناهموار:
این چنین اسبی تواند برد بیرون مر مرا
از چنین وادی بقاعی سنگناگ و نیش زن.منوچهری.|| مفسد. فتنه انگیز. ( ناظم الاطباء ). که سخن نیشدار گوید. || کسی که برمی انگیزد نزاع و خصومت را. || قصه خوان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه نیش می زند ٠ گزنده: قطر بوس کژدم سخت نیش زن ٠ یا آزار دهنده ٠ درشت و ناهموار ٠ یا مفسد ٠ فتنه انگیز ٠ که سخن نیشدار گوید ٠ یا قصه خوان ٠

جمله سازی با نیش زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گهی جز یکی ندیدن به هجوم لاله زاری گهی خار نیش زن را به گل امتیاز کردن

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز