نیب

لغت نامه دهخدا

نیب. [ ن َ ] ( ع مص ) بر دندان کسی زدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || رسیدن دندان کسی را. ( منتهی الارب ).
نیب. ( ع ص، اِ ) جمع ناب به معنی ماده شتر کلانسال است. رجوع به ناب شود. || جمع انیب به معنی غلیظالناب است.( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). رجوع به انیب شود.
نیب. ( اِ ) حرفی که گاه بر بعضی کلمات می افزایند بدون آنکه در معنی آنها تغییری آورد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

حرفی که گاه بر بعضی کلمات می افزایند بدون آنکه در معنی آنها تغییری آورد.

جمله سازی با نیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بااین‌همه، آن‌ها به گالیور امکاناتی برای ادامهٔ سفر می‌دهند. گالیور هم مدت کوتاهی در بال نیب رابی، لوگ ناگ و گلوب دوب دریب به سیاحت می‌پردازد، و با اشباحی سخنگو و مردمانی نامیرا ملاقات می‌کند.

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز