لغت نامه دهخدا
نودم. [ ن َ وَ دُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی ) عدد ترتیبی برای نود. ( فرهنگ فارسی معین ).
نودم. [ ن َ وَ دُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی ) عدد ترتیبی برای نود. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) عدد ترتیبی برای نود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهه ۹۰۰ (میلادی) دهه نودم تقویم میلادی است.
💡 دریغا که مرگت شکیبم ببرد نودم توان با چنین دستبرد
💡 در طول دوره نمایندگی سمت نایب رئیس اول و مخبر کمیسیون اصل نودم قانون اساسی انتخاب گردید. از دید بسیاری از ناظران، عملکرد کمیسیون اصل نود در مجلس ششم یکی از نقاط قوت این مجلس به حساب میآید.