نو ساخت

مترادف‌ها

نوساز، جدید

متضادها

قدیمی، کهنه

لغت نامه دهخدا

نوساخت. [ ن َ / نُو ] ( ن مف مرکب ) نوساخته شده. تازه ساز. نوساز.

فرهنگ فارسی

(صفت ) تازه ساز نو ساز جدید البنائ.

جمله سازی با نو ساخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خانه‌ای نو ساخت روزی نو مرید پیر آمد خانهٔ او را بدید

💡 خاقانی از ثنایت نو ساخت خوان معنی کو میزبان نطق است وین دیگران عیالش

💡 پردهٔ نو ساخت عشق، زخمهٔ نو در فزود کرد به من آنچه خواست، برد ز من آنچه بود

💡 وی سهم زیادی در واژه‌شناسی ریاضی داشت و آنقدر واژه ریاضی نو ساخت که او را «حضرت آدم ریاضیات» نامیده‌اند.

💡 دوش ز نوزادگان دعوت نو ساخت باغ مجلسشان آب زد ابر به سیم مذاب

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران