ننواختن

لغت نامه دهخدا

ننواختن. [ ن َ ن َ ت َ / ن َن ْ ت َ ] ( مص منفی ) مقابل نواختن. رجوع به نواختن شود.

جمله سازی با ننواختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل خود می خورد دیوانه دور از حلقه طفلان که غمگین ساز سیر آهنگ از ننواختن باشد