لغت نامه دهخدا
نفطاندازی. [ ن َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل نفطانداز. رجوع به نفت اندازی شود: هندویی نفطاندازی همی آموخت. حکیمی گفت: تو را که خانه نیین است، بازی نه این است. ( گلستان ج یوسفی ص 159 ).
نفطاندازی. [ ن َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل نفطانداز. رجوع به نفت اندازی شود: هندویی نفطاندازی همی آموخت. حکیمی گفت: تو را که خانه نیین است، بازی نه این است. ( گلستان ج یوسفی ص 159 ).
نفت اندازی نفاطی: هندوی نفط اندازی همی آموخت حکیمی گفت ترا که خانه نیین است بازی نه این است.
عمل نفط انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو سر زده در دهان گرفتی آتش نفط اندازی از که در آموختهای