لغت نامه دهخدا
نفس زار. [ ن َ ف َ] ( اِ مرکب ) از عالم گلزار. ( آنندراج ):
شد صرف نفس بسی درین کار
تا همنفسم شد این نفس زار.واله هروی ( از آنندراج ).
نفس زار. [ ن َ ف َ] ( اِ مرکب ) از عالم گلزار. ( آنندراج ):
شد صرف نفس بسی درین کار
تا همنفسم شد این نفس زار.واله هروی ( از آنندراج ).
از عالم گلزار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای بسا کس کز برای نفس زار در بلا افتاد و گشت از غم نزار