موسل

لغت نامه دهخدا

مؤسل. [ م ُ ءَس ْ س َ ] ( ع ص ) تیز کرده شده. ( منتهی الارب، ماده اس ل ) ( ناظم الاطباء ). چیز تیزی سرتیز کرده شده. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تیز کرده شده.

جمله سازی با موسل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همیشه باد حاسد را بدان حاجت که او خواهد جواب دعوتش ز ایزد چو موسل را ز لا و لن

💡 این خرابات در شهرستان در ۴۰ کیلومتری موسل ایرانیان‌نشین کرد عراق قرار دارد. خرابه مفرد خرابات است.

مذمذه یعنی چه؟
مذمذه یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز