لغت نامه دهخدا
مؤسسین. [ م ُ ءَس ْ س ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مؤسس ( در حالت جرّی و نصبی ). استوارکنندگان و بنانهندگان. ( ناظم الاطباء ). بنیانگذاران. پایه گذاران. پی گذاران: مؤسسین مدارس. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مؤسس شود.
مؤسسین. [ م ُ ءَس ْ س ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مؤسس ( در حالت جرّی و نصبی ). استوارکنندگان و بنانهندگان. ( ناظم الاطباء ). بنیانگذاران. پایه گذاران. پی گذاران: مؤسسین مدارس. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مؤسس شود.
( اسم ) جمع موسس درحالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات نکنند ).
جمع موسس. استوار کنندگان و بنا نهندگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از موسسین این جمعیت، علاوه بر عباسعلی اسلامی، میتوان به محمد فولادی، حسین میرخان، ابوالقاسم میرزایی، محمدرضا رجایی و عبدالحسین یوسفزاده اشاره نمود.
💡 وجود امامزاده سید عبدالله برزش ابادی یکی از موسسین فرقه ذهبیه و بنای آن که مربوط به دوره صفویه است ویکبار تعمیر شده است که مربوط به دوره قاجار می باشد، نشان قدمت این روستا است. ساخت پادگان آموزشی سپاه در این روستا که زمینهای کشاورزی مردم روستا را برای ساخت ان گرفتن همیشه مورد انتقاد بوده است.چون ۳۰۰هکتار زمین حاصلخیز برای یک پادگان اموزشی اختصاص دادن
💡 الیزابت که یکی از اعضای موسسین شهر است و در تلاش است که میستیک فالز را از خونآشامها در امان نگه دارد.بعد از اینکه دیمن از لیز در مقابل حملهٔ خونآشام، لکسی برنسون دفاع میکند، کلانتر با او دوست میشود و اطلاعات زیادی در مورد کارهای شورای موسسین در اخیار او میگذارد.