مهره گر

لغت نامه دهخدا

مهره گر. [ م ُ رَ / رِ گ َ ] ( ص مرکب ) آن که مهره سازد. ( از آنندراج ):
چو باشد مهره گر را کار با پشم
به یاقوت و زمرد کی نهد چشم.امیرخسرو.

فرهنگ فارسی

آنکه مهره سازد

جمله سازی با مهره گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نرد دولت که برد زو؟ که فلک را گه لعب مهره گر دوست و گرده همه در ششدر اوست

💡 چه غم از دشمن اگر دست دهد صحبت دوست مهره گر زانک بدستست غم از ارقم نیست

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز