مهاری

لغت نامه دهخدا

مهاری. [ م َ را ] ( ع اِ ) ج ِ مهریة. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مهریة شود.
مهاری. [ م َ ] ( اِ ) دو رشته دوال بلند که سری متصل به دهانه اسب و سر دیگر بر دست راننده ارابه و درشکه و امثال آن باشد گاه راندن. ( یادداشت مؤلف ).
مهاری. [ م َ ری ی ] ( ع اِ ) مَهار. ج ِ مهریة. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مهریة شود.

فرهنگ فارسی

مهار جمع مهریه ٠

جمله سازی با مهاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از روی ارتباطات ناحیهٔ زیر تالاموس می‌توان حدس زد که این ناحیهٔ مکانی مهم برای هماهنگی تعدادی از مراکز حرکتی می‌باشد و نیز ناحیهٔ زیر تالاموسی دارای عمل مهاری بر روی قشر مغز و گلوبوس پالیدوس می‌باشد.

💡 برج با مهار اضافه همان دکل مهارشده و با مهاری اضافی است که یک سازه برج مستقل پایدار است.

💡 نکته از فارماکولوژی کاتزونگ: هالوتان و انفلوران دو داروی بیهوشی عمومی هستند که با اثر مهاری خود بر میوکارد سبب کاهش برون ده قلبی می‌شوند.

💡 شبکه میانتریک در حرکت لوله گوارشی نقش دارد ولی نباید ان را کاملاً تحریکی دانست بلکه ممکن است در برخی مواقع مهاری باشد. برعکس شبکه عصبی زیر مخاطی در ترشح موضعی نقش دارد و به سلول‌های اندوکرینی روده‌ای و اپیتلیوم غده‌ای و رگ‌های خونی زیر مخاطی عصب می‌دهد

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز