لغت نامه دهخدا
مه گرفتگی. [ م َه ْ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی مه گرفته. ماه گرفتگی. سرخ رنگ شدگی قسمتی از پوست بدن. رجوع به ماه گرفتگی شود.
مه گرفتگی. [ م َه ْ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی مه گرفته. ماه گرفتگی. سرخ رنگ شدگی قسمتی از پوست بدن. رجوع به ماه گرفتگی شود.
حالت و چگونگی مه گرفتگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین این روستا در بعضی از روز ها دچار مه گرفتگی و بارش شبنم شده و به همین سبب بسیار سرسبز است.
💡 در ماه فوریه تایلند درگیر انبوه ریزگردها شد که تا آخر ماه مه ادامه داشت و در ماه مارس و آوریل به اوج خود رسید. بعداً، از ژوئن تا ژوئیه، مه گرفتگی ریزگرد در اندونزی شروع شد. مالزی از ماه اوت و سنگاپور، برونئی و ویتنام در ماه سپتامبر دچار همین مشکل شدند.