منظما

مترادف‌ها

منظم، مرتب، با نظم

متضادها

نامنظم، بی‌نظم، آشفته

لغت نامه دهخدا

( منظماً ) منظماً. [ م ُ ن َظْ ظَ مَن ْ ] ( ع ق ) مرتباً. به طور مرتب.

فرهنگ فارسی

مرتبا. بطور مرتب

جمله سازی با منظما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ابتدا هاوانا به عنوان یک بندر تجاری ساخته شد که منظما مورد حمله انواع دزدان دریایی قرار می‌گرفت. اولین حمله در سال ۱۵۵۵ توسط دزدان دریایی فرانسوی صورت گرفت. این حملات موجب شد اسپانیایی‌های حاکم به فکر ساختن برج و بارو و دیوار محافظ برای بخش اصلی شهر بیفتند تا علاوه محافظت از شهر در مقابل دزدان دریایی کنترل بیشتری بر خطوط تجاری هند غربی داشته باشند.

💡 تیم مدیریت تصمیم گرفت تا تمام پروژه‌های جاری شرکت را منظما و طبق یک جدول زمانی مشخص پیش ببرد تا از هدر رفتن منابع جلوگیری شود.

💡 برای موفقیت در یادگیری یک زبان جدید، باید کلمات و قواعد را منظما و با برنامه‌ریزی دقیق در طول روز تمرین و تکرار کرد.

💡 داده‌های جمع‌آوری شده در این تحقیق باید منظما در پایگاه داده قرار بگیرند تا تحلیل‌های آماری در آینده به درستی انجام شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران