مصفوف
مترادفها
ماتریس، آرایه، جدول
متضادها
نامنظم، آشفته، بینظم
لغت نامه دهخدا
مصفوف. [ م َ ] ( ع ص ) صف زده. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مصفوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محاسبات پیشرفته ریاضی، استفاده از دادههای مصفوف در تحلیلهای آماری بسیار حیاتی است و دقت نتایج نهایی را به شدت افزایش میدهد.
💡 اطلاعات موجود در پایگاه داده باید به صورت مصفوف و منظم ذخیره شوند تا در هنگام بازیابی سریع، با کمترین خطا انجام شود.
💡 در برنامهنویسی کامپیوتر، مدیریت ساختارهای مصفوف برای انجام عملیات پیچیده بر روی حجم زیادی از دادهها بسیار ضروری و الزامی است.