مرتباً

مترادف‌ها

مدام، همواره، پی‌درپی

متضادها

گاه‌گداری، هر از گاه، نامنظم

لغت نامه دهخدا

( مرتباً ) مرتباً. [ م ُ رَت ْ ت َ بَن ْ ] ( ع ق ) پیاپی. پی در پی. به ترتیب. متوالیاً. || با نظم و ترتیب. ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

( مرتباً ) (مُ رّ تَّ بَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) ۱ - با ترتیب و نظم. ۲ - پی در پی، پشت سر هم.

فرهنگ فارسی

۱- با ترتیب و نظم. ۲- پی در پی پشت سرهم: مرتبا نامه های او بمن میرسید.
پیاپی

ویکی واژه

با ترتیب و نظم.
پی در پی، پشت سر هم.

جمله سازی با مرتباً

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ۱۹۳۹ که پادشاه و ملکه برای بازدید از کانادا راهی شدند، الیزابت در بریتانیا ماند؛ زیرا پدرش تصور می‌کرد که او برای حضور در یک بازدید عمومی خیلی کوچک است. او در زمان رفتن والدینش «گریان» بود. آن‌ها در جریان این بازدید مرتباً با یکدیگر از طریق نامه‌نگاری در ارتباط بودند. همچنین نخستین تماس تلفنی سلطنتی ترا-اطلس – از آن سوی اقیانوس به سوی دیگر – میان الیزابت و والدینش انجام پذیرفت.

💡 در ۱۳ دسامبر ۱۹۵۷ در پلوودیف به دنیا آمد. نخستین اجرای وی در سطح بین‌المللی در سن ۱۱ سالگی به نمایندگی از کشور بلغارستان مجموعه کنسرت‌هایی در مسکو صورت گرفت. وی از سال ۱۹۷۷ که برنده رقابت رابرت شومان شد مرتباً آثاری را اجرا و ضبط می‌نماید. وی متعاقباً در رقابت بین‌المللی چایکوفسکی (۱۹۸۲)، رقابت لیدز (۱۹۸۴)، و رقابت ون کلیبرن (۱۹۸۵) موفق به کسب جوایزی شد. تاهمیزیان در آوریل ۲۰۰۷ برای نخستین بار کنسرتو پیانو سباستیان کوریر[الف] را اجرا نمود. وی از مدرسه جولیارد فارغ‌التحصیل شده‌است. تاهمیزیان هم‌اکنون در دانشگاه ایالتی لاورنس ویسکانسین تدریس می‌نماید:

💡 او مرتباً در جلسات هیئت مدیره شرکت شرکت می‌کند تا بتواند از آخرین تصمیمات و تغییرات استراتژیک سازمان در مورد آینده کسب‌وکار مطلع شود.

💡 پزشک متخصص تأکید کرد که بیمار باید مرتباً داروهای خود را طبق دستورالعمل دقیق و در ساعت‌های مشخص‌شده مصرف کند تا روند درمان تسریع شود.

💡 کارگران پروژه‌های ساختمانی مرتباً گزارش‌های پیشرفت کار خود را به مهندسان ناظر ارسال می‌کنند تا از رعایت تمامی استانداردهای لازم در طول ساخت اطمینان حاصل شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران