متلحق
مترادفها
ملحقشده، پیوستهشده
متضادها
جدا، منکفصل
لغت نامه دهخدا
متلحق. [ م ُ ت َ ل َح ْ ح ِ ] ( ع ص ) پی در پی و در یک ردیف و در یک خط. ( ناظم الاطباء ).
ملحقشده، پیوستهشده
جدا، منکفصل
متلحق. [ م ُ ت َ ل َح ْ ح ِ ] ( ع ص ) پی در پی و در یک ردیف و در یک خط. ( ناظم الاطباء ).