متلحق

مترادف‌ها

ملحق‌شده، پیوسته‌شده

متضادها

جدا، منکفصل

لغت نامه دهخدا

متلحق. [ م ُ ت َ ل َح ْ ح ِ ] ( ع ص ) پی در پی و در یک ردیف و در یک خط. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با متلحق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از گروه‌های سیاسی کوچک در سال‌های اخیر به احزاب بزرگ‌تر متلحق شده‌اند تا بتوانند قدرت و نفوذ بیشتری در جامعه کسب کنند.

💡 او که مدت‌ها بود به این انجمن ادبی متلحق بود، اکنون به عنوان یکی از مدیران اصلی و تاثیرگذار در این سازمان شناخته می‌شود.

💡 فرآیند متلحق شدن به یک سازمان بین‌المللی نیازمند رعایت مجموعه‌ای از قوانین سخت‌گیرانه و طی کردن مراحل اداری بسیار طولانی و پیچیده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران